جوونتر که بودم.یکی عاشقم بود

جوونتر که بودم.یکی عاشقم بود
منو که نمیدید.دلش میگرفت زود
میگفت خیلی وقته دلم پا به پاته
میگفت هرجا باشی نگاهم براته
منم بچه بودم.دلم پرپرش شد
بهش اینو گفتم.اونم باورش شد
خلاصه نشستیم یه رویا کشیدیم
واسه زندگیمون چه خوابایی دیدیم
به هم قول دادیم.که باهم بمونیم
تا هرجا که میشه تا هرجا بتونیم
ولی من نموندم.نه این که نمیشد
زدم زیر قولم.دلم دم دمی شد…
حالا گاهی وقتا به یادش میفتم
درست لحضه هایی که یادش میفتم
تمام وجودم پر از شرم میشه
به این خاطراتش سرم گرم میشه…
خودم زندگیمو به حسرت سپردم
درست خاطرم نیست ولی پاشو خوردم
دیدگاه ها (۲۷)

سلام دوستان روزتون بخیریه زحمت کوچولو داشتماگه میشه این دوست...

دلم میخواد ببینمتبازم بخندی تو نگامآخه فقط تو میدونیاز زنده ...

خوشحالی یعنیدوستت بدونه عاشق شکلاتی^_^

قصه گو قصه نگو واسه خوابوندن من سعی بیهوده نکن واسه ی موندن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط