.

.
از قول #کربلایی_حمید_علیمی
اربابه غلامشو از خونه انداخت بیرون گفت برو گمشو دیگه نمی خوام ببینمت

غلامه رفت تو کوچه یه کاری کرد گرفتن کتکش زدن

یه وقت خبر رسید به اربابش...گفتن فلانی نوکرتو دارن میزنند

دیدند پا برهنه و بدون عمامه دویید وسط کوچه

کنار زد جمعیتو***جلو همه دست غلامشو گرفت بلند کرد

بادست خودش لباساشو تکون داد

یه وقت غلامه یه نگاه بهش کرد گفت(ارباب مگه نگفتی برو گمشو دیگه نمی خوام ببینمت)

یه وقت اربابه سرشو اورد بالا یه حرفی زد

گفت آخه چی کار کنم

هرجا بری و هرکاری کنی آخرش به اسم من تموم میشه

همه جا تو رو به اسم من میشناسند *** حالا من میگم حسین

همه جا منو به نام تو میشناسن

حالا می خوای ولم کنی ولم کن...
#غلامتم#حسین_جان#یا_اباعبدالله#عاشقتم#حسین#علیمی#عشق_من#کربلایی_محمد
دیدگاه ها (۴)

پارت۲

پارت ۱۳

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟕 🌷🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «می‌خواستم اینجا اول...

𝖕𝖆𝖗𝖙۱۳چند روز گذشت.جونگ کوک ساکت‌تر از قبل بود. کمتر حرف می‌...

#درخواستیپارت ۳که یهو همه وارد دستشویی شدن و خشکشون زد...چند...

گل خونی 🥀پارت 48+ بیبی انقدر داد بیداد نکن وگرنه - بزارم زمی...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_78رنگم از استرس زیاد پریده ب...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط