دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار
طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب
نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد...
#حافظ
دیدگاه ها (۲)

ﺍﻟﻬــــــــﮯ "ﺑـﻮﯼ ِﻧﺎﺏ ﺑﻬﺸـﺖ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﻫﻤـﮥ ﻧﺎﻣﻬﺎﯼ ﻗﺸـﻨﮓ ِ " ﺗـ...

من تشنه ی دیدار تو هستم تو چه هستیآیینه ی دیوار تو هستم تو چ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

دلم برای خودم تنگ می‌‌شود بی‌توو خط فاصله پر رنگ می‌‌شود بی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط