فیک جیمین

فیک جیمین

پارت ۱۰

وقت ازدواج خون آشام ها

از زبون آیو

وقتی از اتاق اومدم بیرون بغضم شکست از این بی مهری تهیونگ واقا نمیدونم چرا باهام اونجوری رفتار میکنه گاهی اوقات فکر میکردم که کات کنم ولی آین قلب بی صاحابم این اجازه رو نمی‌داد لعنتی لعنتی
(باصدای بلند داد میزنهه )لعنتیییییبیییییییییییییییی متنفرم ازت هق هق هق هق

راوی
آیو گریه میکرد و هق میزد بلند داد میزدو به عشق نفرین میکرد تهیونگ از شنیدن صدای بلند آیو لذت تمام وجودش رو می‌گرفت و لبخند شیطانیش صورتش رو پر میکرد نامجون خسته از پازل های ذهنش دلش یکم آرامش میخواست که خیلی وقته دیگه آرامشی سراغش نیا آمده بود کوکی کوچولو که خیلی وقته دل باخته به کسی که حتی نگاهشم نمیکنه آیو آره دل کوچولوشو خیلی وقته گره به چشمان آیو زده و دلش فقط یه بغل از جانب آیو میخواد
و اما جمین که از گذشته خوش هنوز دست بردار نیست و قراره به زودی بازی قشنگی شروع کنه و نقشه های شومش و در ذهنش آماده میکنه
اما ا..ت از همه جا بی خبر دلش شکسته و دوست داره یکم فقط یکم محبت از جانب زندگی ببینه اصلا کیه چیه زندگیش که شروع شد و کلی چرا ها که مغزش رو نابود میکرد

پایان

منتظر نظراتتون هستم مرسیی کیوتام😍😍

شخصیت های جدید که قراره اضافه کنم : هوسوک : سر دسته و شریک تهیونگ
جین : پلیس
شوگا : پلیس
و این هفت تا پسر در یک زمانی باهم دوست بودن و چطور این بازی شروع شد

منتظر پارت های بعدی باشیددددد♥️
دیدگاه ها (۲)

وقتی شوهر فهمیده ایی داری 🤣🤣

من عاشق اون کسیم که داشت میخوند🤣🤣

فیک جیمین پارت ۹وقت ازدواج خون آشام ها از زبون تهیونگ وقتی آ...

فیک جیمین پارت ۸ وقت ازدواج خون آشام ها از زبون آیو تهیونگ ز...

*احتمالا قراره یه همکاری دیگه از یونگی و ایو بگیریمطبق گزارش...

Christopher

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط