تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی

تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی
اندوهِ بزرگی ست زمانی که نباشی

آه از نفسِ پاکِ تو و صبح نشابور
از چشمِ تو و حجره ی فیروزه تراشی

پلکی بزن ای مخزنِ اسرار که هر بار
فیروزه و الماس به آفاق بپاشی

هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
اندوهِ بزرگی ست چه باشی، چه نباشی

ای بادِ سبک سار ای باد سبک سار
مرا بگذر و بگذار مرا بگذر و بگذار

هشدار که آرامش ما را نخراشی...

تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی
اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی...
دیدگاه ها (۶)

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمندمعنی کور شدن را گره ها می ف...

🎗 ️میشناسم یک طبیب، آنهم خداستمن چه دانم کان طبیب اندر کجا...

گفتمش نقـاش را نقشـی بکش از زنــدگیبا قلــم نقشِ حبـابـی بر ...

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻠﺒﻪ ﯼ ﺩﻧﺠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪ ی ﺧﻮﺩﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط