الــــو آتش گرفته قلب و جانــــم

الــــو آتش گرفته قلب و جانــــم
زده داغش، به مــغز استخوانم

نشسته روی خانه ، گـــرد دوری
رسان زودی فقـــط، آتش نشانم
دیدگاه ها (۳)

مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشدمرا قولیست با جانان که ...

آقای ویسگون این عکس چش بود که پاکش کردی؟؟؟؟؟؟هزارتا عکس مزخر...

وصال توست اگر دل را مرادی هست و مطلوبیکنار توست اگر غم را کن...

عطر کسی کهسال ها در دلمان نشستهرفتنی نیست

تو...

نقطه صفر مرزی

رمان انفجار و امید

تکپارتی تهکوک ★ یک دقیقه تا فردا هوا بارونی بود و دو سالی می...

اسم: آوایِ عشق در پسِ سکوتپارت سوم«پایانی» شش ماه بعد. خانه‌...

آخرین بحث پارت ۵

پارت هفدهم | اشک‌های بی‌صدالیانا تمام راه تا خانه را در سکوت...

چند پارتی جونگ کوک

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

پارت ۲۷روز بعد — فاصلهصبح، ته‌سوک زودتر از همیشه خانه را ترک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط