ب. یه روز دانشجویی برای غذاخوردن میره سلف دانشگاه،مستقیم
ب. یه روز دانشجویی برای غذاخوردن میره سلف دانشگاه،مستقیم میره سرمیزاساتید جلواستادش شروع میکنه به غذاخوردن استاد عصبانی میشه به شاگردش میگه تاحالا دیدی گاو وپرنده یه جا غذابخورن؟ شاگردباخونسردی تمام میگه باشه پس من پروازمیکنم میرم یه جای دیگه استاد بیشترعصبانی میشه وتصمیم میگیره بعدازجلسه امتحان دهنشوسرویس کنه بعدازجلسه امتحان استادمیبینه راهی نداره واسه ردکردنش،میگه ازت یه سوال میپرسم اگه منطقی جواب دادی بهت نمره میدم شاگرد قبول میکنه بهش میگه دوتا کیسه هستن که داخل یکی پرپوله اون یکی عقل وشعور شما کدومو انتخاب میکنی؟شاگرد:کیسه پرپول استادمیگه ولی من کیسه عقل وشعورو انتخاب میکردم شاگرد:بله دقیقا هرکی هرچی رو که نداره انتخاب میکنه استاد که دیگه خونش به جوش اومده بود زیربرگه مینویسه گاو،شاگردهم بهش نگاه نمیکنه ولی بعدازچندلحظه برمیگرده ومیگه ببخشیداستاد شما اسمتو نوشتی ولی امضانکردی!
- ۴.۶k
- ۲۳ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط