𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡
𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡
p8
تهیونگ نگاهش رو از جونگکوک نگرفت:« فقط دارم بهت آداب و رسومه محل کارت رو یاد میدم.»
جونگکوک انگار که برگ برنده ای به دست آورده باشه به تهیونگ زل زد:« فکر کنم من باید کسی باشم که بهت یاد میده اون بیرون هیچ ارزشی برای تو و قوانین کوچولوت قائل نیستن.»
تهیونگ سمت جونگکوک خم شد:« فعلا بهتره تو یاد بگیری یکم بهتر و مناسب تر رفتار کنی و لباس بپوشی. با این استایل و قیافه هیچکس جدیت نمیگیره. »
جونگکوک هم کمی به جلو خم شد:« صد سال سیاه استایلمو به خاطر استاندارد مزخرفت عوض نمیکنم. »
تهیونگ باز هم جلو اومد:« مشکل اینه که این فقط استاندارد من نیست! »
صدای حرکت اسکیت برد جونگکوک روی زمین گوش خراش بود:« دوست دارم بدونم کدوم **مغزی مهر تأیید رو رو این استاندارد مزخرف زده؟ کی میتونه تایید کنه مناسب چیه؟ توقع ندارم همچین چیزایی رو بفهمی، اما امیدوار بودم نظرتو برای خودت نگه داری. برام مهم نیست این نظر شخصیه یا تو رهبره یه دسته آدم بی مغزی! »
تهیونگ که همیشه یه جواب تو آستینش داشت خواست لب بزنه که آقای پارک مانعش شد:« بس کنید دیگه! گوشمو از چرت و پرتاتون پر کردید!!! اومدید قرارداد ببندید یا چی؟»
آقای پارک کاغذی رو جلوی هردو نفرشون قرار داد:« امضاش کنید. »
تهیونگ با دقت داشت میخوند که دید جونگکوک داره خودکار رو برای امضا زدن برمیداره:« چی کار میکنی؟ اول باید بخونیش و اگر با شرایط راضی بودی امضا میکنیش! »
جونگکوک با بیخیالی به تهیونگ نگاه کرد:« چه بخونم چه نخونم منیجرت مجبورمون میکنه امضاش کنیم! پس حیفه وقتم که سر خوندنش هدر بره. »
تهیونگ میدونست حق با جونگکوکه، اما نمیخواست در سطحه یک «مهره ی شطرنج» بازی کنه:«بازم، یعنی با هیچ چیز مخالفتی نداری؟»
جونگکوک با همون چهره ی بی تفاوت به قرارداد خیره شد:« فکر کردی اگر مشکلی داشته باشیم این پیری اهمیتی میده؟»
آقای پارک بی تفاوت نسبت به اینکه از جانب جونگکوک «پیری» خطاب شده بود نیشخند زد:« شب برای آشنایی با اعضای گروهمون شام تیمی داریم. سر ساعت ۸، هردوتاتونو میبینم.»
شرایط:
۶۵ لایک ۱۰۰ کامنت ۲۰ بازنشر
حمایت نشه خودمو از پنجره پرت میکنم پایین-
p8
تهیونگ نگاهش رو از جونگکوک نگرفت:« فقط دارم بهت آداب و رسومه محل کارت رو یاد میدم.»
جونگکوک انگار که برگ برنده ای به دست آورده باشه به تهیونگ زل زد:« فکر کنم من باید کسی باشم که بهت یاد میده اون بیرون هیچ ارزشی برای تو و قوانین کوچولوت قائل نیستن.»
تهیونگ سمت جونگکوک خم شد:« فعلا بهتره تو یاد بگیری یکم بهتر و مناسب تر رفتار کنی و لباس بپوشی. با این استایل و قیافه هیچکس جدیت نمیگیره. »
جونگکوک هم کمی به جلو خم شد:« صد سال سیاه استایلمو به خاطر استاندارد مزخرفت عوض نمیکنم. »
تهیونگ باز هم جلو اومد:« مشکل اینه که این فقط استاندارد من نیست! »
صدای حرکت اسکیت برد جونگکوک روی زمین گوش خراش بود:« دوست دارم بدونم کدوم **مغزی مهر تأیید رو رو این استاندارد مزخرف زده؟ کی میتونه تایید کنه مناسب چیه؟ توقع ندارم همچین چیزایی رو بفهمی، اما امیدوار بودم نظرتو برای خودت نگه داری. برام مهم نیست این نظر شخصیه یا تو رهبره یه دسته آدم بی مغزی! »
تهیونگ که همیشه یه جواب تو آستینش داشت خواست لب بزنه که آقای پارک مانعش شد:« بس کنید دیگه! گوشمو از چرت و پرتاتون پر کردید!!! اومدید قرارداد ببندید یا چی؟»
آقای پارک کاغذی رو جلوی هردو نفرشون قرار داد:« امضاش کنید. »
تهیونگ با دقت داشت میخوند که دید جونگکوک داره خودکار رو برای امضا زدن برمیداره:« چی کار میکنی؟ اول باید بخونیش و اگر با شرایط راضی بودی امضا میکنیش! »
جونگکوک با بیخیالی به تهیونگ نگاه کرد:« چه بخونم چه نخونم منیجرت مجبورمون میکنه امضاش کنیم! پس حیفه وقتم که سر خوندنش هدر بره. »
تهیونگ میدونست حق با جونگکوکه، اما نمیخواست در سطحه یک «مهره ی شطرنج» بازی کنه:«بازم، یعنی با هیچ چیز مخالفتی نداری؟»
جونگکوک با همون چهره ی بی تفاوت به قرارداد خیره شد:« فکر کردی اگر مشکلی داشته باشیم این پیری اهمیتی میده؟»
آقای پارک بی تفاوت نسبت به اینکه از جانب جونگکوک «پیری» خطاب شده بود نیشخند زد:« شب برای آشنایی با اعضای گروهمون شام تیمی داریم. سر ساعت ۸، هردوتاتونو میبینم.»
شرایط:
۶۵ لایک ۱۰۰ کامنت ۲۰ بازنشر
حمایت نشه خودمو از پنجره پرت میکنم پایین-
- ۵.۹k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط