مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوخ

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند , دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم شد , پس کلاهم را برداشتند و چون دیدند لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند و چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم محبت کردند و حسابم را رسیدند . خواستم در این مهربانکده خانه بسازم ، نانم را آجر کردند گفتند کلبه بساز . . . . .
دیدگاه ها (۶)

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند ...

مردم اینجا چقدر مهرباننددیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند؛؛...

مردم اینجا چقدر مهربانند...دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختن...

خوش بيني مردم این جهان چقدر مهربانند :دی...

مردم اینجا چقدر مهربانند ...!دیدند کفش ندارم ، برایم پاپوش د...

مردم اینجا چقدر مهربانند ...!دیدند کفش ندارم ، برایم پاپوش د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط