هر شب ، شب بخیری به تو گفتم و جواب تو را از سکوت خواب های

هر شب ، شب بخیری به تو گفتم و جواب تو را از سکوت خواب هایم شنیدم . فرقی نداشت که فاصله ی دست هایمان چند فانوس ستاره باشد ، پس دلواپس انزوای روزهای من باش . اگر به حجله ای خیس در حوالی خیابان خاطره برخوردی ، با یه یادت بخیر ساده یادم کن
دیدگاه ها (۲)

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

پارت بیست‌وسوم: طنینِ ابدی 💍 (پایان)[ظهر — گوشه‌ی آرام گالری...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

داستان عاشقانه جدید

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

پارت ۱۷ #پشت غرورتاِما هنوز داشت به صفحه‌ی لپ‌تاپ نگاه می‌کر...

🦢 پارت بیست‌ودوم | فاصلهصبح، فضای خانه عجیب ساکت بود.لیانا س...

چندپارتی تهیونگ

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 22هان چند ثانیه فقط به پرونده خیره مانده بود....

پارت دوم: چیزی که گفته نشدباران کم‌کم آرام‌تر شده بود، اما ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط