پشت ِ گردنم،

پشت ِ گردنم،
کمے پایین‌تر از نقطه‌اےکه
آخرین تار موےبلندم روییده،
جایےکه گود مےشود،
همان جایے که…،
هیچ!‏
درد مےکند،
دردےبه وسعت ِ
خالے ماندن ِ جاے ِ لب‌هایت...
دیدگاه ها (۱)

نشسته بود کنارم ، شونه‌ش تا شونه‌م یه وجب بیشتر فاصله نداشت!...

عشق یعنے ...وقتےاز دست ناراحت میشهیا دچار سوء تفاهم میشهدیوو...

این روزهاگفتن دوستـت دارم !آنـقدر ساده است که مےشود آن رااز ...

در زمان ما خنده ارزان نیست ...خنده از ته دل! تا بخواهے پوزخن...

اب گرم بدنم را نوازش می‌کرد ، دیگر جایی نمانده که او ندیده ب...

پارت چهاردهمدروغ شیریناز گوشه چشمم متوجه تکانی از سمت مبل می...

پارت نهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط