هزارآتشکده توى نگاهت غرق آتيشن

هزارآتشکده توى نگاهت غرق آتيشن
يه عالم يشم و مرواريدتو لبخندت يکى مى شن
مث تابين مهتاب رو طاق طاق بستانى
پراز نقش و نگارى تو شبيه فرش ايرانى
مى شه جام جمو حتى تو دستاى تو پيدا کرد
در هر معبدو مى شه بايک لبخند تو وا کرد
دیدگاه ها (۲۳)

ومن........تمام احساسم را در دو کلمه برایش خلاصه کردم""دوستت...

خندیدی .......ومن چون کودکی چموشحواسمبه تیله های آبی نگاهت ب...

دلگیرم از تمام انسان هایی که فکر میکردند فقط در کودکی نیاز ب...

↩به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز در تورا تشخیص دهد . اندوه...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

تمومِ حس تاریخو توی برقِ چشات داریشبیهِ دخترک های رو قلیون ه...

تمومِ حس تاریخو توی برقِ چشات داریشبیهِ دخترک های رو قلیون ه...

شعر زیبای یغما گلرویی تمومِ حس تاریخو توی برقِ چشات داریشبیه...

تمومِ حس تاریخو توی برقِ چشات داریشبیهِ دخترک های رو قلیون ه...

تمومِ حس تاریخو توی برقِ چشات داریشبیهِ دخترک های رو قلیون ه...

تمامِ حس تاریخو توی برق چشات داریشبیهِ دخترک های رو قلیون ها...

تمامِ حس تاریخوتوی برق چشات داریشبیهِ دخترک هایرو قلیون های ...

تموم حس تاريخ و توي برق چشات داريشبيه دخترك هاي رو قليونهاي ...

من نمی‌دونم خودت یه جوری آرومم کنمن که جز دستای تو راهِ فرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط