به افسون ڪـدامین شعـر در دام من

به افسون ڪـدامین شعـر در دام من
افتادے
گر از یادم رود عالم تــــــ✰ـــو از یادم
نخواهی رفت ...
دیدگاه ها (۷)

صدایت می‌زنم؛ با جانمی از غم رهایم کنکه در زنگ صدای تو نهفته...

چشم هایتپیامبریستنگاهم که میکنیمسلمان میشوم

از موسیقی می‌ترسم! چون نمی‌دانم می‌خواهد مرا به کجایِ خاطرات...

من خلــــق شــدمتا کہ پریشان تو باشمدیوانہ و سرگشتہ وحیــــر...

گریه کن عیبی ندارد، دل سبک‌تر میشود،🌸در گلو بغضت بماند، چشم ...

پدری‌چون‌تو‌دارم‌‌که‌ناز میخرد، گر‌همه‌‌عالم‌و‌آدم‌به‌من‌پشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط