🐹 امروز صورتمو شستم، یه بطری آب برداشتم و ریختم روی صورتم
🐹 امروز صورتمو شستم، یه بطری آب برداشتم و ریختم روی صورتم، بعد حس سوزش پیدا کردم. هی فکر میکردم چرا اینطوریه، بعد یه نگاه به بطری انداختم، دیدم روش نوشته آب گازدار بوده! اینم TMI امروز.
جین وقتی اومده خونه ظرفارو نشسته، واسه همین الان خیلی خستهست و میگه کاش همون موقع شسته بود.
ـ من نمیتونم فقط صورتمو بشورم و بخوابم.
چون باید بازی کنم. میخنده
واسه همین نمیتونم فقط صورتمو بشورم و بخوابم.
حتی وقتی خستهام، باید کاریو که دلم میخواد انجام بدم.
ـ چند تا تیشرت با خودم تو چمدون آوردم که الان دارم میپوشم، ولی بعضیاشون غیب شدن...
یکی کامنت گذاشته بود: «الان دیگه واقعاً موفق شدی که اونجا داری خرچنگ میخوری!»
آره، من موفقم.
🐹 امروز روز سختی بود برام. هم سرم کار نمیکرد، هم زبونم بند اومده بود، پس بیاید یه کم استراحت کنیم.
🐹 مکث 🐹 میبینید؟ همهچی کوتاهه. میبینید؟ تقصیر نوره. اینم اینجا گذاشتم.
🐹 فکر کنم دیگه به اختلاف ساعت عادت کردم. این ساعتا خوابم میگیره.
🐹 بامزهترین چیز امروز این بود که دالاس، شهر کابویهاست، و وقتی داشتیم Rope It اجرا میکردیم واقعاً خوش گذشت.
🐹 یکی کامنت گذاشته بود: "انگار دوران سختی رو میگذرونی، پس نگران نباش و فقط صورتتو نشون بده."
🐹 دقیقاً! همین کاریه که الان دارم میکنم.
🐹 امروز صبح ورزش کردم چون یه کم دیر رسیدم سر کار. شاید واسه همینه که خستهام؟
🐹 بچههای گروهو دیدم، گفتن لاغر شدی، من فکر میکردم چاقتر شدم. ولی خب
🐹 از طرفدارا پرسیدم که حالا که تو دالاسم، چی بخورم؟ گفتن: باربیکیو. با استاف رفتیم و باربیکیو خوردیم، خیلی خوشمزه بود. همون طعمی که از باربیکیو تو ذهنم بود. واقعاً خوشمزه بود.
🐹 میخوام واسه هر شهری که میریم، ازتون پیشنهاد بگیرم که چی خوبه اونجا.
🐹 جین درباره روشهای مختلف درست کردن «مولهوه» (نوعی غذای دریایی کرهای) که دوست داره حرف میزنه.
جین وقتی اومده خونه ظرفارو نشسته، واسه همین الان خیلی خستهست و میگه کاش همون موقع شسته بود.
ـ من نمیتونم فقط صورتمو بشورم و بخوابم.
چون باید بازی کنم. میخنده
واسه همین نمیتونم فقط صورتمو بشورم و بخوابم.
حتی وقتی خستهام، باید کاریو که دلم میخواد انجام بدم.
ـ چند تا تیشرت با خودم تو چمدون آوردم که الان دارم میپوشم، ولی بعضیاشون غیب شدن...
یکی کامنت گذاشته بود: «الان دیگه واقعاً موفق شدی که اونجا داری خرچنگ میخوری!»
آره، من موفقم.
🐹 امروز روز سختی بود برام. هم سرم کار نمیکرد، هم زبونم بند اومده بود، پس بیاید یه کم استراحت کنیم.
🐹 مکث 🐹 میبینید؟ همهچی کوتاهه. میبینید؟ تقصیر نوره. اینم اینجا گذاشتم.
🐹 فکر کنم دیگه به اختلاف ساعت عادت کردم. این ساعتا خوابم میگیره.
🐹 بامزهترین چیز امروز این بود که دالاس، شهر کابویهاست، و وقتی داشتیم Rope It اجرا میکردیم واقعاً خوش گذشت.
🐹 یکی کامنت گذاشته بود: "انگار دوران سختی رو میگذرونی، پس نگران نباش و فقط صورتتو نشون بده."
🐹 دقیقاً! همین کاریه که الان دارم میکنم.
🐹 امروز صبح ورزش کردم چون یه کم دیر رسیدم سر کار. شاید واسه همینه که خستهام؟
🐹 بچههای گروهو دیدم، گفتن لاغر شدی، من فکر میکردم چاقتر شدم. ولی خب
🐹 از طرفدارا پرسیدم که حالا که تو دالاسم، چی بخورم؟ گفتن: باربیکیو. با استاف رفتیم و باربیکیو خوردیم، خیلی خوشمزه بود. همون طعمی که از باربیکیو تو ذهنم بود. واقعاً خوشمزه بود.
🐹 میخوام واسه هر شهری که میریم، ازتون پیشنهاد بگیرم که چی خوبه اونجا.
🐹 جین درباره روشهای مختلف درست کردن «مولهوه» (نوعی غذای دریایی کرهای) که دوست داره حرف میزنه.
- ۲.۳k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط