شهریور عاشق انار بود

شهریور عاشق انار بود
اما هیچ وقت حرف دلش را
به انار نزد؛
آخر انار شاهزاده باغ بود
تاج انار کجا و شهریور کجا؟
انار اما فهمیده بود،
میخواست بگوید او هم
عاشق شهریور است
اما هربار تا می‌رسید،
فرصت شهریور تمام می شد...
نه شهریور به انار می‌رسید
و نه انار می‌توانست شهریور را ببیند؛
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت
سالهاست انار سرخ است...
سرخ از داغی و تندی عشق
و قرن هاست شهریور بوی پاییز می دهد...
دیدگاه ها (۴)

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

زیادی خوب بودن خوب نیست زیادی که خوب باشیدیده نمیشویمیشوی مث...

داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدممثل مویت در نسیم،من هم پری...

دل نوشتــه هـایم استثنــا ستنه پاک نــویس داردنه چرک نویس نه...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.³طی چند روز بع...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۷دو روز بعد...در این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط