The Broken hearts
The Broken hearts
Part 3
همه پیام ها رو خوندم همشون به خودشون و دوست پسرشون ربط داشت واسه همین گوشی رو گذاشتم کنار و خوابیدم
صبح با صلای آلارم بیدار شدم و بعد از شستن صورتم به پایین رفتمو پیش مامانم و بابام نشستم تا صبحونه بخوریم(علامت بابای هیلدا ^)
^صبحت بخیر هیلدا
&صبحت بخیر مادر بیا صبحونه بخور
+ صبحتون بخیر مرسی مامان میخورم
&هیلدا
+ بله
&تولدت مبارک عزیزم
+ امروز تولدمه؟
^یادت رفته؟
+ اره فکر کنم مرسی مامانننننن مرسی باباااا
&بیست سالگیت مبارک
^جوجه دیگه الان بزرگ شده
+ اع بابا دیگه جوجه نیستم
^اع اره الان رفتی تو سن ازدواج بک__
&بنظرم هیلدا صبحونه رو بخور
+ مرسی من دیگه سیر شدم
به سمت اتاقم رفتم که یهوووووووو
ادامه داردددد...
شاید امروز چند پارت بزارم براتون ببخشید امشب جبران میکنم بوس بهتون✨️
Part 3
همه پیام ها رو خوندم همشون به خودشون و دوست پسرشون ربط داشت واسه همین گوشی رو گذاشتم کنار و خوابیدم
صبح با صلای آلارم بیدار شدم و بعد از شستن صورتم به پایین رفتمو پیش مامانم و بابام نشستم تا صبحونه بخوریم(علامت بابای هیلدا ^)
^صبحت بخیر هیلدا
&صبحت بخیر مادر بیا صبحونه بخور
+ صبحتون بخیر مرسی مامان میخورم
&هیلدا
+ بله
&تولدت مبارک عزیزم
+ امروز تولدمه؟
^یادت رفته؟
+ اره فکر کنم مرسی مامانننننن مرسی باباااا
&بیست سالگیت مبارک
^جوجه دیگه الان بزرگ شده
+ اع بابا دیگه جوجه نیستم
^اع اره الان رفتی تو سن ازدواج بک__
&بنظرم هیلدا صبحونه رو بخور
+ مرسی من دیگه سیر شدم
به سمت اتاقم رفتم که یهوووووووو
ادامه داردددد...
شاید امروز چند پارت بزارم براتون ببخشید امشب جبران میکنم بوس بهتون✨️
- ۴۸۲
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط