میدونی موقع تولد وقتی«خدا»داشت بدرقمون میکرد چی گفت؟

میدونی موقع تولد وقتی«خدا»داشت بدرقمون میکرد چی گفت؟
گفت داری به دنیایی میری که غرورت رو میشکنن،و به احساس پاکت سیلی میزنن...نکنه ناراحت بشی!!!!من تو کوله پشتیت عشق گذاشتم...تا ببخشی!!!خنده گذاشتم...تا بخندی!!!اشک گذاشتم...تا گریه کنی!!!و مرگ گذاشتم...تا بدونی دنیا ارزش بدی کردن رو نداره!!!
پس خوب باش و خوبی کن!!!
دیدگاه ها (۲)

part 33&دوست دارم زودتر بزرگ بشمهر کس بعد این حرف واکنش متفا...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

Enemys Embrsce [ part ۲۵ ]

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)فلیکس/ا.تصبح، زمانی که فلیکس از خ...

True Love⑦چند روز بعد تهیونگ: امروز با کی دیگه قرار دارم؟ من...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 37جونگکوک برگشت و با...

خنده ی ممنوعه.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط