چه عجب آمدی و باز خیالم شده ای

چه عجب آمدی و باز خیالم شده ای
از سر لطف تو این بار مجالم شده ای
چشم بدر دوخته بودم که از راه خیال
خوش به حالم شده این بار
که حالم شده ای..........................
دیدگاه ها (۲)

چشم های تو تنها آینه ایست؛که مرا به خودمزیبا نشان می دهد؛ .....

همچون خودم خیالم نیز دو عینک در گریبان داردیکی برای فاصله ها...

و در مَرامِ مارفتن... مُردن بودو سال‌هاست که مُرده‌ام...حسین...

این نامه را در قطار بخوانباز کردی اگر چمدانت رادنبال خاطره ه...

حواس را به هر کجا پرت میکنمباز سر از خیال تو در می آوردهیجان...

کاش حداقل تو بودی بین این همه غم بین این همه درد 💔بین تنهای ...

عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماندخوش باش کز جفای تو، این نیز ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط