کاش چون پرتو خورشید بهار

کاش چون پرتو خورشید بهار

سحر از پنجره می‌تابیدم

از پس پرده لرزان حریر

رنگ چشمان تو را می‌دیدم ..

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

گر چه از آغوش تو سهمی ندارمجز خیال بوی گیسوی تو رامی جویم از...

برو ای شب ز پیش منمپیچان زلف و گیسو راکه جز آن جعد و گیسو را...

کدام نشانه دویده است از تو در تن منکه ذره های وجودم تو را که...

من در پی خویشمبه توبر می‌خورم اما ..#هوشنگ_ابتهاج

ای کاش می‌خوابیدم تو رو خواب می دیدم

بعضی ها فکر میکنند وقتی میگوییم در چشمانش غرق شدم منظورمان ا...

نسیم خنک جسورانه از بین پنجره بیرون میخزید.بازی با پرده ای ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط