گه شکایت از گلی گه شکوه از خاری کنم

گه شکایت از گلی گه شکوه از خاری کنم
من نه آن رندم که غیر از عاشقی کاری کنم
هر زمان بی روی ماهی همدم آهی شوم
هر نفس با یاد یاری نالهٔ زاری کنم
حلقه‌های موج بینم نقش گیسویی کشم
خنده‌های صبح بینم یاد رخساری کنم
گر سر یاری بود بخت نگونسار مرا
عاشقیها با سر زلف نگونساری کنم
باز نشناسد مرا از سایه چشم رهگذار
تکیه چون از ناتوانیها به دیواری کنم
درد خود را می‌برد از یاد گر من قصه‌ای
از دل سرگشته با صید گرفتاری کنم
نیست با ما لاله و گل را سر الفت رهی
می‌روم تا آشیان در سایهٔ خاری کنم
دیدگاه ها (۲)

حاصل خیره در آیینه شدن ها آیادوبرابر شدن غصه ی تنهایی نیست؟؟...

اهوووم

گه شکایت از گلی،گه شکوه از خاری کنممن نه آن رندم که غیر از ع...

گه شکایت از گلی گه شکوه از خاری کنممن نه آن رندم که غیر از ع...

#elham31حلقه‌های موج بینم نقش گیسویی کشمخنده‌های صبح بینم یا...

گه شکایت از گلی،گه شکوه از خاری کنممن نه آن رندم ،که غیرازعا...

گه شکایت از گلی،گه شکوه از خاری کنممن نه آن رندم ،که غیرازعا...

نیست با ما لاله و گل را سر الفت، رهیمی روم تا آشیان در سایه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط