‌آواز عاشقانه‌ی ما در گلو شکست

‌آواز عاشقانه‌ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی‌کند
تنها بهانه‌ی دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه‌های عقده‌گشا در گلو شکست

ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای، های‌های عزا در گلو شکست

آن روزهای خوب که دیدیم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

«بادا» مباد گشت و «مبادا» به باد رفت
«آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست
#قیصر_امین_پور
دیدگاه ها (۱)

میدانم هر بار که از خانه بیرون میرویچشمانِ بسیاری هستند که ت...

- به قولِ نزار‌ قبانی کاش یکی بود،چشمامونو می‌فهمید..وقتی نا...

کسی هشدار نمی‌دهد که محیط زیست ما پر شده از آدم‌هایی ،که دیگ...

تمامِ تو امشب با من نیستو من تمامِ تو را می خواهمتمام که نبا...

زندگی دفن شده

پارت ۱۹ایتاچی از خدا خواست، تنها کسی که در لحظه ی اخر به ذهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط