اکنون تو رفتهای

اکنون تو رفته‌ای
و غروب سایه می گسترد به سینهٔ راه
#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۳)

و کلامی مهرباندر نخستین دیدارِ بامدادی ـــفغانکه در پسِ پاسخ...

این است زمزمهٔ سپیدهاین است آفتاب که بر می‌آید تک تک ، ستاره...

نه!هرگز شب را باور نکردمچرا کهدر فراسوهای دهلیزشبه امید دریچ...

چو شببه راهِ تو ماندمکه ماهِ من باشی #هوشنگ_ابتهاج

غرق غم دلم به سینه می تپد...با تو بی‌قرار و بی تو بی‌قرار......

اکنون تو اینجایی گسترده چون عطر

يک شب، باد با تو خوانده بوديک شب که تو بر دامنت می گريستیپرن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط