از آسمان

از آسمان

یک شب صدا زدند تو را

فوج فرشته ها

ناگاه

یک جفت بال روشن شفاف

بر شانه های محض تو رویید

با ماه با ستاره سخن گفتی

خورشید

پیشانی نجیب تو را بوسید....


کجاست پیشونی ات..دلم برای بوسیدن پیشونی ات بد تنگ شده
دلم برای سرانگشتات بد تنگ شده.
دلمممم برای تمام تو عمرم خیلی تنگ شده..دردت به جوووونم..تو تنم.
دیدگاه ها (۱)

مهربون من..پاک و زیبای منجوووووووونم فدااااااتالهی قربونه بش...

بانوی من..مرا با تمام محبت های بیشمارت دیوانه میکنی..همسر عز...

همه کسم..عمررررم بد دوستت داااااااارم

فدای زن زندگیمقربون بانوی خودم..

پارت ۱۵ات بعد از چند ساعت اومد ...ولی خونه هیچکس بجز لنا نبو...

برده عمارت جئون

[ پارت دوم] ات با تعجب از روی مبل بلند شد و در رو باز کرد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط