▾

▾

من از خیلی چیز ها می ترسیدم :

از مادیان سپید پدر بزرگ

از مدیر مدرسه

از قیافه عبوس شنبه

چقدر از شنبه ها بیزار بودم

خوشبختی من از صبح پنجشنبه آغاز می شد...

عصر پنجشنبه تکه ای از بهشت بود

شب که می شد در دور ترین خواب هایم

طعم صبح جمعه را می چشیدم...

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۸)

داود رشیدی درگذشتداود رشیدی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ا...

ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓتہ....!!!ﺑﻪ ﻗﺪﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ڪہ..ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ....ﻭ ﻫمہ ﺁﺩﻡ ...

خــــــــــــدایــا ؟ هستــــــــــی......

جنوبیا کام بزارن

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

عباسیان خبر داد؛ فعالیت ۲۰۰ خادم در مرکز فوریت‌های پزشکی حرم مطهر حضرت معصومه(س)

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

پارت ۱ ویو ا.ت موهام رو با کلیپس قهوه ای رنگم بستم و شروع کر...

من از خیلی چیز ها می ترسیدم :از مادیان سپید پدر بزرگ،از مدیر...

من از خیلی چیز ها می ترسیدم :از مادیان سپید پدر بزرگاز مدیر ...

من از خیلی چیز ها می ترسیدم :از مادیان سپید پدر بزرگاز مدیر ...

من از خیلی چیزها می ترسیدم از مادیان پدر بزرگ از مدیر مدرسه...

من از خیلی چیز ها می ترسیدماز مادیان #سپید پدر بزرگاز مدیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط