wolf

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦
✯part:¹⁴
دقیقا قبل از اینکه تهیونگ بخواد ریکشینی نشون بده جنا با مشت زد توی صورتش مرد دوباره بلند شد که سراغ جنا بره ولی وقتی با چهره اعصبانی و مصمم جنا مواجه شد عقب نشینی کرد جنا سمتش رفت و شروع کرد به زدنش ولی مرد جنا رو هول داد و فرار کرد .
تهیونگ مردی نبود که زود بخواد تسلیم بشه سمت خونه قدم برداشت لباسش به رنگ خون در اومده بود
جنا: تهیونگ؟
این اولین بار بود که حتی جنا اسمش رو صدا کرده بود تهیونگ برگشت که جنا محکم پرید بغلش اول از حرکت جنا جا خورد ولی با لبخند دست هاش رو دور کمر جنا حلقه کرد
بعد از چند لحظه جنا جدا شد دستش رو روی صورت تهیونگ گذاشت
جنا: بیا بریم کمکت میکنم بریم اتاق و به دکتر زنگ بزن
جنا دست تهیونگ رو دور گردنش انداخت و کمکش میکرد.
تهیونگ تا اتاق از بوی مو های جنا لذت می‌برد نگاهی به لباس جنا انداخت که حالا قرمز و خونی بود.
بعد از اینکه رسیدن تهیونگ به جیمین زنگ زد و جیمین گفت خودش رو سریع می‌رسونه
جنا: میرم لباسم رو عوض کنم همین جا تموم نخور
تهیونگ: ممنون
بعد از چند دقیقه جنا با لیوان آب و به قرص مسکن برگشت به اتاق تهیونگ عرق سرد می‌ریخت
جنا: بیا یکم آب بخور قرص هم آوردم
صدای در اومد
جنا: فکر کنم دکتر اومد میرم در رو باز کنم
لیوان آب رو به تهیونگ داد و سریع بدو بدو رفت در رو باز کرد و با چهره جیمین مواجه شد
جیمین: سلام من پارک جیمین هستم
جنا: الان وقت معرفی نیست دنبالم بیا
جنا و جیمین به اتاق تهیونگ رفتن تهیونگ نگاهی به جنا انداخت طبق چیز هایی که میدونست جنا واقعا از خون بدش میاد و تا حدودی می‌ترسه
تهیونگ: چرا اینجا وایسادی؟
جنا: چی؟
تهیونگ: میخوای اندام منو دید بزنی؟
جنا: دیوونه شدی!؟ اصلا من کار دارم میرم
جنا سریع از اتاق رفت بیرون و تهیونگ با چهره سوالی جیمین مواجه شد
⁦乁⁠༼⁠☯⁠‿⁠☯⁠✿⁠༽⁠ㄏ⁩
خوشگلای من انرژی لازم دارم با حمایت هاتون شارژم کنین😇🫶🏻😁❤️
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #تهیونگ #هیونا #BTS #بهترین_فالوورای_دنیا #جنا
دیدگاه ها (۱)

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:¹⁵تهیونگ: کاریت نباشهتهیونگ کم کم از خستگی ...

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:¹³جنا تا متوجه تهیونگ شد ساکت شد برگشت و به...

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:¹²جنا پتو رو تا شونه روی خودش کشید تهیونگ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط