هیچکس هرگز نمی داند ، چه سازی می زند فردا ، چه می دانی تو

هیچکس هرگز نمی داند ، چه سازی می زند فردا ، چه می دانی تو از دیروز ، چه
می دانم من از فردا ، همین یک لحظه را دریاب ، که فردا می شوی تنها ...
دیدگاه ها (۱)

او فراتر از فهم ماست…آنچه را که ما نمی‌بینیم، می‌داند.آنچه ر...

به تو که فکر می‌کنم،کاغذها رو به من لبخند می‌زنند!واژه‌ها به...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

«دلم دارد می‌میرد. تو نمی‌ایی. برف‌ها اب شده‌اند و هیچ‌کس نا...

با این همه سختی آمده بود و مزار شهدا را جارو می‌کرد .هیچکس‌ ...

اندوه تمام نمی‌شود!تو آن قدر وسیع می‌شوی،که اندوه در تو گم م...

عاشقانه های شبنم

نمی‌دانم با تو چه کرده‌ام که این‌گونه به تو وابسته‌ام… فقط م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط