Under the moonlight
Under the moonlight
p۶
گوشی رو با بلوتوث به ماشین وصل کرد.زنگ زد به لینا
×الو جونم
سلام میگم انشب شام نپز.پیتزا گرفتم دارم میام
×چه خوب.اصن حال نداشتم پاشم
ولی باید فردا شب و پس قردا شب تو غذا بپزی
×عهههه
ععههه
×باشه باشه
خب من دارم میام.کاری نداری؟
×نه خدافیظظظظ
خدافظ
یه اهنگ به انتخاب خودش گذاشت(یه چی مثل sill with you رو در نظر بگیرید)
با اهنگ زمزمه میکرد.هوای برفی و گرمای ملایم بخاری و یه اهنگ یکی از دوست داشتنی ترین لحظه ها برای هرین بود.بعد بیست دقیقه رانندگی به خونه رسید.ماشینو تو پارکینگ پارک کرد و رفت بالا.در خونه رو باز کرد.
من اومدمممم
لینا از پشت در هرین رو پِخ کرد😅
هوی وحشی چته
×(خنده)
زهر مار
رفت تو اتاقش و لباس راحتی هاشو پوشید.میز رو چید و پیتزا هارو باز کرد.شروع به خوردن کردن.بعد غذا نوشابه هاشونو خوردن و روی تختشون خوابیدن....
کم بود ببخشید
p۶
گوشی رو با بلوتوث به ماشین وصل کرد.زنگ زد به لینا
×الو جونم
سلام میگم انشب شام نپز.پیتزا گرفتم دارم میام
×چه خوب.اصن حال نداشتم پاشم
ولی باید فردا شب و پس قردا شب تو غذا بپزی
×عهههه
ععههه
×باشه باشه
خب من دارم میام.کاری نداری؟
×نه خدافیظظظظ
خدافظ
یه اهنگ به انتخاب خودش گذاشت(یه چی مثل sill with you رو در نظر بگیرید)
با اهنگ زمزمه میکرد.هوای برفی و گرمای ملایم بخاری و یه اهنگ یکی از دوست داشتنی ترین لحظه ها برای هرین بود.بعد بیست دقیقه رانندگی به خونه رسید.ماشینو تو پارکینگ پارک کرد و رفت بالا.در خونه رو باز کرد.
من اومدمممم
لینا از پشت در هرین رو پِخ کرد😅
هوی وحشی چته
×(خنده)
زهر مار
رفت تو اتاقش و لباس راحتی هاشو پوشید.میز رو چید و پیتزا هارو باز کرد.شروع به خوردن کردن.بعد غذا نوشابه هاشونو خوردن و روی تختشون خوابیدن....
کم بود ببخشید
- ۴.۹k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط