Under the moonlight

Under the moonlight

گوشی رو با بلوتوث به ماشین وصل کرد.زنگ زد به لینا
×الو جونم
سلام میگم انشب شام نپز.پیتزا گرفتم دارم میام
×چه خوب.اصن حال نداشتم پاشم
ولی باید فردا شب و پس قردا شب تو غذا بپزی
×عهههه
ععههه
×باشه باشه
خب من دارم میام.کاری نداری؟
×نه خدافیظظظظ
خدافظ
یه اهنگ به انتخاب خودش گذاشت(یه چی مثل sill with you رو در نظر بگیرید)
با اهنگ زمزمه میکرد.هوای برفی و گرمای ملایم بخاری و یه اهنگ یکی از دوست داشتنی ترین لحظه ها برای هرین بود.بعد بیست دقیقه رانندگی به خونه رسید.ماشینو تو پارکینگ پارک کرد و رفت بالا.در خونه رو باز کرد.
من اومدمممم
لینا از پشت در هرین رو پِخ کرد😅
هوی وحشی چته
×(خنده)
زهر مار
رفت تو اتاقش و لباس راحتی هاشو پوشید.میز رو چید و پیتزا هارو باز کرد.شروع به خوردن کردن.بعد غذا نوشابه هاشونو خوردن و روی تختشون خوابیدن....


کم بود ببخشید
دیدگاه ها (۷)

Under the moonlight p7¹⁸مارس ²⁰²⁸مثل شبای دیگه بالا سرش ایست...

Under the moonlight p8ساعت ۴ بود.بازم مشغول طراحی بود.امروز ...

Under the moonlight p5ساعت ۵ و نیم بود.بلند شد.لیوان یک بار ...

Under the moonlight p4+هوففففاز پشت میز بلند شد.ساعت ۲ بود ا...

Under the moonlight 2 P11+تو.. خودت خوبی؟حداقل ۳۰ ثانیه سکوت...

Under the moonlight 2 P12+پیداش میکنم -چیو؟+هر چیزی که به در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط