عاشقانه

بر سرم افتاده امشب آرزوی دیدنت
دوست دارم مثل نیلوفر بپیچم بر تنت
کاش امشب می گرفتم قاب عکست را بغل
مست می کردی مرا با عطر و بوی گلشنت
چشم هایت سر به روی بازوانم می گذاشت
حلقه می کردی تو دستم را میان گردنت
نقش بسته نقش چشمان تو بر بوم دلم
چین خورده نقش احساسم به دور دامنت
گر مرا هم قصه ی خوابیدنت امشب کنی
می کنم پیراهنی از جنس رویا بر تنت
دیدگاه ها (۰)

KIM V

بوی رویا می دهد عطر تنت این غزل، خوابیده در پیراهنت تا کمی آ...

انار خندان را دندان کشیده ام و هندوانه ای به نقش قلبم ،می سر...

زیر ِ باران مستم از رقصیدنت امشب عزیز ! از کش و قوس ِ بلورین...

ماه می تابد، من اما مست مهتاب تنت!شاید امشب بازمانده دکمه ی ...

نیازِ سِیر دیدنت ، چه با دلم نمی کُندهوایِ عطرِ دامنت، چه با...

از پشت قاب پنجره بر كوچه ها زل مي زنم روزى تو برميگردي و اي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط