گذاشتم که بره

گذاشتم که بره
خودم با دستای خودم گذاشتم که بره...
نه که من تموم کنم رابطه رو نه...اون تموم کرد و رفت...اما من با پیگیر نشدن گذاشتم که بره...
نه که دیگه دوسش نداشته باشم نه... همچنان دلم میلرزید براش اما ترجیح دادم توو سکوت دلم بلرزه براش، توو دلم بگم میمیرم براش...
می تونستم زنگ بزنم... یه چیزی بگم که دلش بلرزه و برگرده
اما یه چیزایی
یه روزی، یه جایی باید تموم شه برات...
باید تمومش کنی و پاش وایستی و انقدر پاش وایستی که واقعا تموم شه برات...
گذاشتم که بره...
پشیمون نیستم اما گاهی توو تنهایی به خودم میگم " خودم گذاشتم که بره "

#پریسا_زابلی_پور
دیدگاه ها (۲)

ترمه : سیاوش یه دِیقه ،یه دِیقه گوش کن ببین چی می گم!ببین!دن...

چشمانت را ببند و تصور کنتمامِ روزهایی را که در پیشِ رو داریت...

در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ کس را بیشتر ...

یک روز یکی از دانشجویانم گفت: "من می دونم چرا همیشه غمگین و ...

ویو تهیونگ تقریبا شب شده بودته:شام رامیون تند میخوری یا رامی...

سه پارتی از تهیونگ✨ پارت آخر (علامت ا/ت:+ علامت تهیونگ:...

The Broken hearts Part 1هیلداتوی کلانتری نشسته بودم و پرونده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط