چشمانم دیگر لال شده اند

چشمانم دیگر لال شده اند;
حرف نمی زنند با هیچ کس، حتی با آینه
خیلی وقت است که کسی لی لی به لالایشان نگذاشته تا خوب خوابشان ببرد.
خیلی وقت است که به شوق کسی سرمه به پایشان نکشیده ام.
البته گمان هم نمیکنم که دیگر نه با لالایی خوب بخوابند،
نه به سرمه ای برق بیوفتند.
آخر میدانی...
چشمانم دیگر لال شده اند.

زینب کاوسی
دیدگاه ها (۴)

《 برای مادرم 》کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفتتا که ...

ღعشقمღزندگی تلخ نیست زندگی سخت نیستزندگی همچون نت‌های موسیقی...

خخخ

هرگاه ازخدای سبحان درخواستی داری،ابتدابرپیامبر(ص)درودبفرست،س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط