( 3 تفنگدار )

( 3 تفنگدار )
پارت ۱۶۸


جیمین آروم به یوری نگاه میکرد انگار که ازش سیر نمیشد یا آنکه بیش از حد نگرانش بود
اون سوک عمیق و آروم زمزمه کرد ٫ کافیه .. ٫ همه در خال حرف زدن و درد خودشان بودن اون سوک از شدت بغض چانش لرزید سپس اورم دامن لباس اس را چنگ زد هاری به خوبی حالت اون سوک را فهمید سپس مشت اش را محکم بر روی میز کوبید و با بلند ترین صداش گفت
هاری : بسه دیگه ... !
همه آن ها در سکوت به هاری خیره شدن .. هاری بدون توجه به آن ها تند سمت اون سوک رفت سپس نگران گفت
هاری : چی شدت اون سوک خوبی ؟ ..
اون سوک آروم از روی صندلی بلند شد نمی‌خواست اشک هایش را کسی ببیند سپس با گام های سریع رفت سمت پله ها .. جونگکوک تند بلند شد سپس به دنبال اش راهی شد همراهش هاری ..
تهیونگ رد رفتن آن ها را با چشم هایش دنبال کرد زمزمه کنان گفت ٫ کاش می‌توانستم بیان پیشت ٫
یوری آروم بلند شد
یوری : نیاز نبود شما بیایین مادر پدر
دیدگاه ها (۲)

پارت 36صدایِ چرخشِ کلید توی قفلِ درِ ورودی، مثل آژیرِ خطر تو...

P⁶سوآه با دست لرزان ویدیو را پخش کرد.تصویر چه‌یون روی صفحه ظ...

| Part*42*جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»لارا: «چرا که نه.»نزد...

پارت چهار سونیا: میدونستی نامجون مافیا هست( پوز خند)یوری: چ....

پارت ۲۱«من میرم برات آب میارم.»«باشه»تهیونگ برق های خانه را ...

پارت۶ایزوکو با قدم‌های سنگین اما آروم به سمت اتاقش رفت. انگا...

پارت اول/

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p7نمی‌دونم چطور گذ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دهم ۱۰

پارت ۱ ویو ا.ت موهام رو با کلیپس قهوه ای رنگم بستم و شروع کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط