بیاد گذشته

«بیاد گذشته»



چرا خسته نباشم
چرا خسته نباشم؟
مگر سفره هفت سین من چه دارد؟
جز شاخه حسرت و گل یاس
بگزار بپاشم مروارید
در مزار آرزو ها
شاید سبز شود شاخه نا امیدی
بدهد گل مراد
شاید گریه نکند ابر نیسان
در سرزمینی سیه اندیشان
چرا خسته نباشم؟
مگر شب یلدای من بپایان رسید که نوروز آمد؟
مگر خسوف و کسوف آسمان دلم پایانی دارد؟
که روشنایی را لبیک گویم.
آری خسته ام از این دو رنگی زمان. . .
که بر دلم خوشه اندوه میکارد.
تا سبز شوم و دو رنگ.
آری،خسته ام از این خون ناحق که. . .
بر مزار بی تفاوتی ها میبارد.
شاید خوشه های خشم،
دانه های انتقام بکارد. . .
ولی من باز خسته خواهم ماند.
حسرتا ، عمری که در پای انتظار طی کردم. . .
چون کاسه نان گدا ،
تهی از شادی هاست.
نو روز بر دلم خیمه نمیزند.
این جا قطب شمال است. . .
و سر زمین یخ.
خورشید ممنوع الورود ست!
ربوده سیاه دیوی،
جواز عبور را.
و دخترک برفی. . .
آرزوهایش را به یخبندان سپرده.
انتظار بیهوده ست!
چرا خسته نباشم؟
آنکه به چهلچراغ برساند مرا. . .
غباری از وهم است.
چرا خسته نباشم؟
که دانم تلاشم بدرازای بیهوده گیست.

تابوت فرخنده را خلاف رسم معمول٬ زنان به دوش کشیدند.


#kurdman


#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۱)

اهانت به بزرگان اهل سنت، کار شیعه_انگلیسی است بودجه این تلوی...

وزنه بردار کرد زبان ایرانی که وزنه ای معادل دو بچه فیل زد!سی...

علیرغم تمامی کارشکنی ها و تلاشهای دیپلماتیک حکومت اردوغان، ه...

‍ ‍ مگر نمی توانستخاکش را رها کند!!!و پناهنده کوچه هایاروپا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط