#part1

#part1
#Boundless

همه ی آدما همیشه به نقطه ی فرار از جنگهای درون مغزیشون دارن بعضی ها اون آرامش روان رو توی بوم نقاشی و رنگی شدن انگشت هاشون میبینن عده ی دیگه داخل شنا کردن ،موسیقی پیاده روی شایدم کیک پای سیب درست کردن نتفلیکس دیدن و از اینجور مسائل

چیزی که تهیونگ رو از تمام دنیا دور میکرد یه سری کد بود. یه سری عدد و به خصوص ریاضی.

اون احساس قدرت باور نکردنی ای که میتونست با فشردن چند تا دکمه و نوشتن چند خط توی دنیای نرم افزار و کامپیوتر باعث بشه آدم های زیادی جلوش خم و راست بشن وقتی میتونست صدای لرزون یه مشت پیرمرد سیاستمدار رو بشنوه رو با هیچ چیز عوض نمیکرد.

افراد پول پرست و برده ی مقام وقتی توی خطر ،بیوفتن حاضرن کفش هات رو برات لیس بزنن

و تهیونگ از این کار خوشش میومد.

از هفت سالگی که تونست سیستم پر از رمز و قفل پدرش رو داخل خونه هک کنه فهمید که گرایشش به مردها نیست به زنها هم نیست چیزی که براش با لذت ارگاسم برابری میکرد قدرت بود.
قدرت و پول.


میشه گفت نابغه بود؟
آره امگای هفت ساله ای که به جای حفظ کردن شعرهای مهد کودک پشت سیستم مینشست طبیعتا باید اسم نابغه ی کامپیوتر رو روی دوش خودش میکشوند.

اما خب با بیست و پنج سال سن هنوز هم نمیدونست خودش رو توی کدوم تایپ از هکرها قرار بده

هکرهای سفید؟ نه طبیعتا تهیونگ برای خیریه ها و خونه های سالمندان پول جمع نمیکرد که نقش شوالیه رو داشته باشه.

هکرهای سیاه توی دارک وب هم دستی نداشت حداقل میشه گفت فقط توی دارک وب دستی نداشت. خدایا

هکرهای طوسی؟ آره احتمالا این اسم تهیونگ بود محض فان و سرگرمی برای حوصله ی از دست رفته تهیونگ آدم کسی نبود اما خب کی بود که به پول نه بگه؟

امگا دوبار به بانک مرکزی سئول حمله ی سایبری کرد و از تلاش اون آلفاهای پر از ادعا خندشون گرفت
دیدگاه ها (۳)

BOUNDLESS...رمان جدید و جنجالی با عنوان امگا ورسخلاصه:احمقان...

فردا صب ساعت ۶کوک ویو:صبح نوری که به چشمم میخورد بیدار شدمآی...

اون تنها بود...بعضی اوقات از ترس اینکه آسیب ببینه با کسی حرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط