گذشته ي من گذشت...

گذشته ي من گذشت...

حتي مي توانم بگويم درگذشت!!!

و من برايش ...

روزها و ســاعــت هــا سوگواري و سکوت کردم.........

خاطراتم را زير و رو کردم ،

و اي کـــــاش هاي. فراوان گفتم...!

ولي ديگر بس است!


من به شروعي ديگر مي انديشم و ،

به شروع زندگي ديگر...

و حس ناب تازه شدن...

حــرفــے نيست ...

فقــط مـے نــويسـم ... :
رفـت ........
حســے کــہ تــو را دوست مےداشـت...
دیدگاه ها (۶)

بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بودچه بیقرار بودی زودتر برو...

امشب غم ها برایم مهمانی گرفته اند... و من میخواهم بترکانم .....

لـَـــعـــنَـــت.... به چِشمان هَرزه ای کِ تاوا...

شک کرده بـودم کسی بین ماستحالا یقین دارم من بین دو نفر بودمچ...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹³ : پارت ¹...

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط