نامجون داد زد: ایون میییی بیااااا شاممم

نامجون داد زد: ایون میییی بیااااا شاممم


با جینا رفتیم پایین

هوپی: عه جینا اتاق ایون می بودی؟

جینا: اره

جونگ کوک: یه صندلی کمه برای جینا

منو جینا اینور رو مبل میخوریم

جینا: ههه کی گفته میام میشینم رو مبل من جای تو میشینم و تو رو مبلل

یااا بدجنسسسس

جینا: کمرم به اندازه کافی امروز درد گرفت انقد سر پا بودم

تچ بد جنس

جینا: گگگ

رفتم رو مبل نشستم و تلوزیون باز کردم روی شبکه اخبار بود

منشی اخبار:
چند روز هست که رسانه ها با هیت های خانم لی ایون می میگذره همه ادا میکنن ایشون باعث افت این گروه میشه و باید این گروه رو تر...

همینجوری با ناراحتی داشتم به تلوزیون نگا میکردم که خاموش شد
بالا سرم جونگ کوک رو دیدم و که کنترل دستش بود

جونگ کوک: نیازی نیست بیشتر گوش بدی

بقض کرده بودم به زمین زل زده بودم

جینابه سمت اومد

جینا: او سیسی سیسی به اونا گوش نکن

اروم اروم قطره های اشکم ریخت
جینا بغلم کرد و صورتم رو پاک کرد بقیه اومدن و دورم نشستن

هوپی: یا گربه کوچولو اهمیت نده

جین: اره تنها چیزی که هیچوقت بسته نمیشه دهن مردمه

شوگا: من اون هیترارو گا...

نامجون: اهم... نمیخواد ادامه بدی یونگی جان

ته:چرا به هیچکس نگفتی کنسرتو ترک کردی؟ حتی به ما؟

جینا: بچه ها فعلا بزاریم بره استراحت کنه
بیا بریم اتاقت ایون می

با جینا اروم اروم رفتیم اتاقم و روی تخت دراز کشیدم و یخاطر گریه چشمام سنگین شد و خوابیدم

فردا...
دیدگاه ها (۲)

"فردا"از خواب بیدار شدم دیدم جینا داره جلو اینه لوازم ارایشی...

چون مدرسه ها داره شروع میشه شاید یکم دیر به دیر پارت بزارم خ...

جین:پر چی؟جونگ کوک:ایون می بزار بگم اینا فک میکنن چیکار کردی...

رفتم جلو اینه و دیدم یه پشه سه بار نیشمم زدههیکی روی گردنم ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط