کیمیای عشق را ببین
کیمیای نور را که خاک خسته را
صبح و سبزه می‌کند
کیمیا و سحر صبح را نگاه کن
جای بذر مرگ و برگ خونی خزان
کیمیای عشق و صبح و سبزه
آفریده است
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
دیدگاه ها (۳)

‌بیار باده که رنگین کنیم جامه زرقکه مست جام غروریم و نام هشی...

‌_عشق تو همچو باران رحمتی است که میباردبر سنگلاخ قلب گنهکاری...

عمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تودرون صومعه و مسجد تویی م...

‌با من صنما دل یک دله کنگر سر ننهم آنگه گله کنمجنون شده‌ام ا...

مرز ما عشق است هر جا اوست آن‌جا خاک ماست سامرا، غزه، حلب، ته...

شهید حاج قاسم سلیمانی 🤲😔رودشعر فارسی آیات غمزه هر که را صبح ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط