تا خندهی تو میچکد از خوشهی لبها
تا خندهی تو میچکد از خوشهی لبها
بیچاره بمیها و غم نرخ رطبها
دنبال دو رج بافه از ابریشم مویت
تبریز شده قبر عجمها و عربها
قاجاری چشمان تو را قاب گرفته است
قنداق تفنگ همه مشروطهطلبها
از عکس تو و بغضم نفسی، هماین قدر بگویم
دردا که چه شبها... که چه شبها... که چه شبها...
قلیان چه کند گر نسپارد سر خود را
با سینهی پر آه به تابیدن تبها؟
میتونم بگم..ثانیه به ثانیه دوستت دارم..میدونم که تو وجودم برای دوست داشتن تو زندگیم حد و مرزی نیست..
درست مثل خودت عمرم..
بیچاره بمیها و غم نرخ رطبها
دنبال دو رج بافه از ابریشم مویت
تبریز شده قبر عجمها و عربها
قاجاری چشمان تو را قاب گرفته است
قنداق تفنگ همه مشروطهطلبها
از عکس تو و بغضم نفسی، هماین قدر بگویم
دردا که چه شبها... که چه شبها... که چه شبها...
قلیان چه کند گر نسپارد سر خود را
با سینهی پر آه به تابیدن تبها؟
میتونم بگم..ثانیه به ثانیه دوستت دارم..میدونم که تو وجودم برای دوست داشتن تو زندگیم حد و مرزی نیست..
درست مثل خودت عمرم..
- ۹۲۶
- ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط