تا خنده‌ی تو می‌چکد از خوشه‌ی لب‌ها

تا خنده‌ی تو می‌چکد از خوشه‌ی لب‌ها
بی‌چاره بمی‌ها و غم نرخ رطب‌ها

دنبال دو رج بافه از ابریشم مویت
تبریز شده قبر عجم‌ها و عرب‌ها

قاجاری چشمان تو را قاب گرفته است
قنداق تفنگ همه مشروطه‌طلب‌ها

از عکس تو و بغضم نفسی، هم‌این قدر بگویم
دردا که چه شب‌ها... که چه شب‌ها...  که چه شب‌ها...

قلیان چه کند گر نسپارد سر خود را
با سینه‌ی پر آه به تابیدن تب‌ها؟

میتونم بگم..ثانیه به ثانیه دوستت دارم..میدونم که تو وجودم برای دوست داشتن تو زندگیم حد و مرزی نیست..
درست مثل خودت عمرم..
دیدگاه ها (۱)

انتظار سخترین و شاید شیرین ترین لحظه ی زندگی اس...

بانو جان...میتوانم صدای طپش های قلبتان را بشنویم..از همین دو...

ممنونم که اینقدر دوستم داری عمررررررررررررررررمخخخ..دردت به ...

روزی نوآغازی نوجغرافیای بو...من ، کجایی ؟تا در سپیده های تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط