گرچه می بینم گریزان از من و ترسو تو را
گرچه می بینم گریزان از من و ترسو تو را
دوست دارم تورازیباتر از زیبا تو را..
هرکه دستش را به مویی بُرد؛ دیوانی نوشت
کی شبی در بر بگیرم دست در گیسو تو را..؟
سخت می لرزد تنم وقتی تصور میکنم من تورا
خوش به حالِ تک تکِ آیینه هایی که هنوز
این چنین بی پرده می بینند رودررو تو را
سهمِ من از تو همین و سهم او از تو همان
من غمت را روی زانو می نشانم، او تو را..!
دوست دارم تورازیباتر از زیبا تو را..
هرکه دستش را به مویی بُرد؛ دیوانی نوشت
کی شبی در بر بگیرم دست در گیسو تو را..؟
سخت می لرزد تنم وقتی تصور میکنم من تورا
خوش به حالِ تک تکِ آیینه هایی که هنوز
این چنین بی پرده می بینند رودررو تو را
سهمِ من از تو همین و سهم او از تو همان
من غمت را روی زانو می نشانم، او تو را..!
- ۱.۲k
- ۳۰ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط