آغوشت

آغوشت
حُرمتگاه ِعشقی ست
- تراویدهء شبهای مهتابی...
که عطرِ هزار باغِ اردیبشت را
در جام رویایم می ریزد....
اینکه با هوش ِ مست
از بستر سپیده دمان
بر می خیزم
- اجابت بوسه های شبانهء
شاعرِ در من است
به نیازی
از جنس ِنَفس ِ پیر منتظر
- بر درگاه...!!!!........
دیدگاه ها (۱)

کلمه ها نم می کشند. هوا شرجی است. نه گرم، نه خنک. کلمه ها نم...

خیال یک دیدار، لای کتابی، یادداشتی حتی. چه می دانم. باید گشت...

باراڹ ڪہ مے باردجایت زیر چتــر احساسـم خالے استخاطــراتتچه ز...

باراڹ ڪہ مے باردجایت زیر چتــر احساسـم خالے استخاطــراتتچه ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط