تو مرا آزردی

تو مرا آزردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت..
تو خیالت راحت!
میروم از قلبت....
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی !
و به خود میگویی: باز می آید و میسوزد از این عشق ولی.....
برنمی گردم ، نه !!!!!
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست و حرمت دارد...

سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۲)

آه ای زندگی! منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم نه برآنم...

ای عشق همه بهانه از توست من خامشم این ترانه از توست  آن بانگ...

چون دوستت میدارممجبور نیستی آنگونه که روز آشنایی مان بودیباق...

...

تو مرا آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرتتو خیالت راحتمیروم از قلب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط