رمان جواهری در مافیا پارت ۳۵

رمان جواهری در مافیا پارت ۳۵

لیدیا: نه.. نمیتونی.. اخم میکنم... اگه فدام بشی بعد دیگه پسر جذابی نمیمونه واسم که نازشو بکشم... میبینی دنیا رو؟ من نازتو میکشم...لیام : میخندم .... اگه من پسر جذابم .. پس تو هم یه دختر کیوتی...لیدیا:... اممم... باشه عزیزم قبولت میکنم... میبینی هنوز هیچی نشده یک عالمه پیشرفت کردی.. حالا که استاد خوبی بودم بهم جایزه نمیدی؟.. من این همه جایزه بهت دادم توهم بهم بده🥺لیام : میام نزدیک صورتت میگم جایزت بوسه ... ولی تو به اینکار میگی تجاوز ... منم بهت جایزه نمیدم پرنسس لیدیا:... تجاوز...؟؟.. یعنی الان بهم جایزه نمیدی؟؟ من بوسس میخوامم...لیام: اگه فک نمیکنی تجاوزه قبوله...لیدیا: من بوس میخوامم بوسس بوس...لیام: میرم نزدیک صورتش و نگاش میکنم...لیدیا:.... بوسم ک... میخواستم بگم بوسم کن اما وسط حرفم کمرمو گرفت و لبامو بوسید..لیام : بازم جایزه میخوای که هنوز نگام میکنی...لیدیا:.. اره.. اشکالی داره بازم جایزه بخوام؟ لیام : لباشو میبوسم...لیدیا: لبخند ملایمی میزنم و میگم... میبینی؟ تو هم میتونی احساسی باشی...لیام: به شاگردت جایزه نمیدی...لیدیا:... پس بیا بغلت میکنم...لیام : نمیخوام لیدیا:.. ها؟.... یعنی.. بغلت نکنم؟؟ با چشمای عروسکی بهش خیره میشم..لیام : من یه چی دیگه میخوام...لیدیا: بوس؟ لیام : اره...لیدیا: دوباره؟... لیام: بله...لیدیا: باشه... بوسه ی کوتاهی رو لباش میزارم

پارت بعد رو بنویسیم؟

‌‌
دیدگاه ها (۳)

• دخـٺࢪ بـا خـࢪگـوݜ ݐاݐیوݩےᩘຼꨶ᮫ِ🎀🍼𖧵ֹֺ໋໋݊🌸.。.:*・°🍓.。.:*・🧸。.:*...

• دخـٺࢪ بـا خـࢪگـوݜ ݐاݐیوݩےᩘຼꨶ᮫ِ🎀🍼𖧵ֹֺ໋໋݊🌸.。.:*・°🍓.。.:*・🧸。.:*...

رمان جواهری در مافیا پارت ۳۴لیام : خب بهم یاد بده ..لیدیا:.....

• دخـٺࢪ بـا خـࢪگـوݜ ݐاݐیوݩےᩘຼꨶ᮫ِ🎀🍼𖧵ֹֺ໋໋݊🌸.。.:*・°🍓.。.:*・🧸。.:*...

شب تولدم پارت24 جونگ کوک: باشه باشه (خنده) ویو کوک: رفتم سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط