چہ

چہ

بیقرار میشود

شعرےڪہ

مضمونش

توصیف توست .
دیدگاه ها (۲)

من دست از سرت بر نمیدارم تا وقتی که آرام بذاریش روی شانه ام!...

.ورق زدم همه ی نسخه های خطی رابرای بودن با تــــو چرا دعایی ...

خفته در چشم تو نازیست که من می دانمنگهت دفتر رازیست که من می...

کاش میشد هیچکس تنها نبودکاش میشد دیدنت رویا نبودگفته بودی با...

دلداگان

ای بشر از چه گمان کردی که دنیا مال توست ورنه پنداری که عجل ه...

این مرد منههه ولیی چه قشنگ اهنگه سونگهون رو توصیف کرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط