؟

؟


گفت:آره



گفتم:منم بیام؟



گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر



گفتم:برمی گردی؟



فقط خندید



اشک توی چشمام حلقه زد



سرمو پایین انداختم



دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد



گفت:میری؟



گفتم:آره



گفت:منم بیام؟



گفتم:جایی که من میرم جای 1 نفره نه 2 نفر



گفت:برمی گردی؟



گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره



من رفتم اونم رفت ولی اون مدتهاست که برگشته



و با اشک چشماش خاک مزارمو شستشو میده
دیدگاه ها (۲)

دوتا عاشق با هم ازدواج کردن وضع پسره زیاد خوب نبود برا همین ...

پسر وقتی به خودش اومد دید که روی تخت بیمارستان زیر سرم خوابی...

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺏ : ﻣﺎﻣﺎﻥ؟ ﻟﺤﺎﻓﻪ ﻣﻦ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﺑﻮﺩ ...!ﭼﺮﺍ ﺭﻧﮕﺶ ﺳﻔﯿﺪ ﺷﺪﻩ...

شب از نگاه پنجره زل زدهبه من که روی تخت افتاده امهمین منی که...

____[Stirring Ashes]____

جادویی عشق part ۷۷به اسمون نگاه میکرد. اولش خواستم برگردم ول...

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط