خسته ، تنها و هراسان رفتم
خسته ، تنها و هراسان رفتم
ماه دی ، فصل زمستان رفتم
در سرم فکر سروسامان بود
نگرفتم سروسامان رفتم
با خودم هیچ نبردم ، جز این
روح تا خرخره داغان ، رفتم
آسمان ابری دریا طوفان
بغض در حنجره پنهان رفتم
یک دل و یک چمدان دار و ندار
دلشکسته ، زیر باران رفتم
عاقبت میشنوی صبحی سرد
من از این شهر پریشان رفتم
پشت سر هرچه که پل بود شکست
پیش رو جاده ی تهران ... رفتم !
ماه دی ، فصل زمستان رفتم
در سرم فکر سروسامان بود
نگرفتم سروسامان رفتم
با خودم هیچ نبردم ، جز این
روح تا خرخره داغان ، رفتم
آسمان ابری دریا طوفان
بغض در حنجره پنهان رفتم
یک دل و یک چمدان دار و ندار
دلشکسته ، زیر باران رفتم
عاقبت میشنوی صبحی سرد
من از این شهر پریشان رفتم
پشت سر هرچه که پل بود شکست
پیش رو جاده ی تهران ... رفتم !
- ۱.۶k
- ۲۸ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط