تو میرفتی و

تو میرفتی و
من نگاه میکردم
هرگز این همه مرگ را یک جا ندیده بودم...
دیدگاه ها (۱)

.یکی بیاد که...بزرگ شده باشهفکر عشق و حال نباشهرفیق بازیاشو ...

پاییز" این رنگِ زردِ نفرت انگیز‏بدجور بویِ "عشق" میده

من خسته تر از هوایِ گریه های بعد از بارانم...♡

تو آنآزارِ شیرینیکه دلخواه است تکرارَتو من هر باراز هر باربی...

این شیپ رو ندیده بودم که دیدم

نه من مافیا به این قند عسلی ندیده بودم 🥺🥺

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط