ڪاتبِ‌سرنوشت

ڪاتبِ‌سرنوشت
براےِهرڪس‌چیزےنوشت
نوبت‌ماڪہ‌رسیدقلم‌افتاد
دیگر هیچ ننوشت
خط‌تیره‌گذاشت‌وگفت
توباش‌اسیرسرنوشت✌️

‌🎀
دیدگاه ها (۰)

نه ڪسے حال من سوخته دل می‌پرسیدنه ڪسے درد من خسته مداوا میڪر...

♥️تنها چیزی که تو دنیا ارزش دیدن و شنیدنش رو دارهلبخند و صدا...

🉑امروز حریف عشق بانگی زد فاش🉑گر اوباشی جز بر اوباش مباش🉑دی ن...

هر جــــــای دنیا میخــواهیبــــــاش…!!!مــــــن…!!احســاسم ...

پشت دیواری سرد...Wylder✭ₚ₁عمارت بزرگ برگزاری مراسم غرق در نو...

TOW BROKEN THINGS

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗 𝕻𝖆𝖗𝖙 24بعد از ظهر بود و خونه سوت و کور.جونگکوک روی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط