اینم کله خلاصه قسمت چهارم البته نصفش پست قبلیه:

اینم کله خلاصه قسمت چهارم البته نصفش پست قبلیه:
طرفدارا جلوی ساختمون جمع میشن و میگن می نام ممنون اون تاکیونگ رو نجات داد ما به عنوان اعضای طرفدار انجل قبولش میکنیم تاکیونگ خبرا رو از تلویزیون میبینه و خیلی عصبانی میشه می نام ممنون چیه رئیس میگه این خوبه اینطوری دیگه کسی ازش بد نمیگه نمیخوای از می نام تشکر کنی؟ تاکیونگ میگه کی، کی رو نجات داده؟ رئیس میگه بهتر نیست کمی دیگه تو بیمارستان بمونی تاکیونگ میگه خوبم رئیس میگه به خاطر تو نیست عکس العمل به کار می نام خیلی خوب بود اگه یه کم دیگه بمونی بهتره تاکیونگ میگه واسه چی؟ اینطوری به نفع کیه؟ باید برم که رئیس جلوشو میگیره و میگه نمیشه بری بیرون الان دارن واسه تلویزیون فیلمبرداری میکنن تاکیونگ میگه گفتی از تلویزیون هم بیان میخوای جلوی دوربین از می نام تشکر کنم؟ رئیس میگه به خاطر تو نیست یوهی یی اومده یه برنامه خیرخواهانه بگیره مردم خیلی دوستش دارن میگن اسطوره ملیه

یوهی با بیمارا ملاقات میکنه و باهاشون همدردی میکنه و خبرنگار کیم هم اونجا ازش عکس میگیره بعد جلوی دوربین زیادی گریه میکنه و چون میخواد بره کمی اروم بشه فیلمبرداری متوقف میشه همه تحت تاثیرش قرار میگیرن و میگن اسطوره ملی ما چه مهربونه یوهی از بیمارستان خارج میشه و کمی که دور میشه با لبخند اشکاشو پاک میکنه و میگه اشکهای اسطوره ملی سوار ماشین میشه (صندلی جلو) و میگه تا میتونستم واسه برنامه گریه کردم بهشون بگو دیگه نمیخوام گریه کنم بگو دیگه نمیتونم جلوی احساسم رو بگیرم همه کارا رو میدی به من بعد به اینه جلو ماشین نگاه میکنه و میگه دستمال بهم بده مریضی اون بچه که مسری نیست؟این روزا خیلی خطر داره از بس میخواستم نشون بدم خیلی خوبم نه ماسک زدوم و نه دستکش به نظرت اسطوره ملی نمیتونه مریض بشه؟ میگم دستمال بهم بده که عبه دستمال به سرش پرت میشه یوهی سرش رو برمیگردونه و شوکه میشه به ماشین نگاهی میندازه ببببببببله تاکیونگ صندلی عقب نشسته میگه داری چیکار میکنی؟ یوهی با لبخند میگه اشتباهی سوار شدم رنگش شبیه ماشین اصلی بود اشتباه کردم تو هوانگ تاکیونگ هستی؟اره خودتی من از طرفدارای انجل هستم منو میشناسی؟ تاکیونگ خیلی جدی میگه اره یوهی خندش میگیره تاکیونگ میگه اسطوره ملی؟ اسطوره کدومه وقتی مهربون بودن انقدر واست سخته دیگه اسطوره بودن چیه یوهی میگه همه چیو شنیدی؟ پس دیگه لازم نیست ادا در بیارم چندتا دستمال برمیداری و همینطور که صورتش رو تمیز میکنه میگه اره من اسطوره نیستم تو هم فرشته نیستی تو عالم حرفه ای بودن بهتره همدیگه رو لو ندیم دستمالش رو میندازه و میخواد بره بیرون که تاکیونگ میگه وایسا یوهی برمیگرده و میگه چیه؟ ناراحت شدی اینطوری دارم میرم؟ بعد با لبخند میگه اره دروغ گفتم که از طرفداراتم چیه؟ نکنه تو از طرفدارای منی تاکیونگ با یه لبخند کوچیک میگه اسطوره شیطون اشغالتو با خودت ببر یوهی میگه چی تاکیونگ میگه این دستمال پر از اشک کثافت بارت رو ببر یوهی هم دستمال رو برمیداره و از ماشین پیاده میشه و وقتی میخواد در رو ببنده تاکیونگ میگه این کارو نکن از بوی عطرت سردرد میگیرم باید هوا بره بیرون در رو باز بزار یوهی خیلی عصبانی میشه کمی که دور میشه دستمال رو زیر پاش له میکنه و میگه این دیگه کیه و دنبال ماشینش میگرده که خبرنگار کیم صداش میزنه و میگه همه دنبالت میگردن یوهی یواش میگه دیگه نمی تونم در برم بعد ژست میگیره و میگه الان یام خبرنگار میگه اینچا چیکار میکنی یوهی میگه فیلمبردارا دنبالم میگردن باید برم خبرنگار کیم میبینه که ماشینی که یوهی ازش پیاده شد مال گروه انجله نکنه خبراییه

تو حیاط جرمی جلوی می نام رو گرفته و میگه بگو یه چیزیت شده می نام میگه چی میگی جرمی میگه تو استخر با تاکیونگ چیکار میکردی شماها چتونه؟ بعد شلنگ اب رو به طرفش میگیره و میگه اگه حرف نزنی میزنم بعد می نام رو خیس میکنه و اون هم نمیتونه فرار کنه جرمی یه لحظه مات می نام میشه اخه شبیه دخترا میشه بعد با صدای بلند میگه می نام تو کی هستی هویت واقعیت چیه؟ در همون موقع شین وو میاد و با یه شلنگ دیگه جرمی رو خیس میکنه و میگه می نام برو جرمی میگه زدی به من لباسو مو و تن منو خیس کردی تا اونو نجات بدی؟ شین و میگه می نام نمیخواد حرف بزنه چرا عذابش میدی این اولین اجراشه نباید سرما بخوره

می نام تو اشپزخونه ست که شین وو حوله میاره و موهاشو خشک میکنه و میگه همش خودتو خیس میکنی دیروز چی شد بین تو و تاکیونگ چیزی شده؟ می نام نمیدونی چی بگه و شین وو همینطور میپرسه که تاکیونگ سرمیرسه و میگه تقصیر من بود من اشتباهی افتادم تو استخر و اون اونجا بود و منو نجات داد می نام به سمت تاکیونگ میره و میگه داداش خوبی؟ که تاکیونگ با دست بهش اشاره میکنه جلو نره بعد تاکیونگ به شین وو میگه چیه؟ شین وو هم با یه
دیدگاه ها (۳)

قسمت چهارم توزیبایی

توزیبایی قسمت۴

بدبخت غرق شد

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط