دیشب به مامانم میگم؛
دیشب به مامانم میگم؛
چرا شام نداریم؟؟!!
میگه اگه ناراحتی از خانواده
لفت بده!!
بابام گفت؛ بیگ لایک!!
داداشم گفت؛ با اجازه کپی!!
...........................................................علت طولانی بودن صحبت خانم ها.......
حنانه رو میشناسی خواهر فاطمه
دختر خاله سوده که میشه زن پدر
شوهر مریم دختر نسرین خواهر محمد
پسر اشرف همسایه سپیده دختر منیره!!
نه نمیشناسمش..!!
ای بابا، حنانه که دیدیمش تو عروسی
ندا دختره محمد که باباش میشه
دایی منیره و خواهرش پسر عموشونو
گرفته مادربزرگش مادر بزرگ ساره
دختر کلثوم میشن دختر خاله!!
آهان چش شده؟؟!!
لاغر شده.......!!
چرا شام نداریم؟؟!!
میگه اگه ناراحتی از خانواده
لفت بده!!
بابام گفت؛ بیگ لایک!!
داداشم گفت؛ با اجازه کپی!!
...........................................................علت طولانی بودن صحبت خانم ها.......
حنانه رو میشناسی خواهر فاطمه
دختر خاله سوده که میشه زن پدر
شوهر مریم دختر نسرین خواهر محمد
پسر اشرف همسایه سپیده دختر منیره!!
نه نمیشناسمش..!!
ای بابا، حنانه که دیدیمش تو عروسی
ندا دختره محمد که باباش میشه
دایی منیره و خواهرش پسر عموشونو
گرفته مادربزرگش مادر بزرگ ساره
دختر کلثوم میشن دختر خاله!!
آهان چش شده؟؟!!
لاغر شده.......!!
- ۳.۵k
- ۱۷ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط