پروردگارم ...

پروردگارم ...
شکوفایی روزت را سپاس میگویم که تاریکی شب را پایان می بخشد و تاریکی شب را نظاره گرم که هیاهوی روز را سرانجام است؛
در این میان این "من" هستم که بالا میروم؛
پایین می آیم ؛
خوشحال و غمگین می شوم؛
تهی و سرشار می شوم و باز....
همان میشوم که بودم، بنده ای در درگاه تو که بی "تو" هیچ فرازی را فرود نیابد و از هیچ غمی به شادی راه نیابد و از هیچ خالی ای سرشار نگردد؛
پروردگارم بندگی ام را بپذیر.
دیدگاه ها (۲۷)

ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ .ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧﺩ ،ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪ...

زیر باران بنشینیم که باران خوب استگم شدن با تو در انبوه خیاب...

چه می شود اگر حوالی ساعتی که مسافر خور نیست یک نفر بیاید ،که...

ﺧﯿﺮﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﭼﺸﻢِ ﺧﯿﺴﺖ ﺣﺴﺮﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦﻗﺒﻠﻪ ﺍﻡ ﺑﺎﺵ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ، ﻧﯿ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط