خواهر بنده روان‌شناسه.

خواهر بنده روان‌شناسه.
تعریف می‌کرد با دختری روبه‌رو شدم که کشف حجاب کرده بود. بهش گفتم دورت بگردم شالت افتاده که گفت نیفتاده، خودم انداختمش!

نگاهش به پرونده مراجعین توی دستم بود. بهش گفتم من یه روان‌شناسم. این‌ها هم پرونده خانم‌هاییه که ۴۰، ۵۰ سالشونه و از خیانت همسرانشون رنج می‌برند!

دخترم من نیاز به توجه و تحسین خانم‌ها رو درک می‌کنم اما این به رخ کشیدن زیبایی می‌دونی با زندگی بعضیا چه کارا که نمی‌کنه؟

گفتم عزیزکم می‌پسندی که پدرت به مامانت خیانت کنه یا نامزدت به شما؟!
تو هم خیلی زود این جوونی رو رد می‌کنی و همسن مامانت میشی و زیبایی‌هات کمتر از امروزت.

اون زمان با هر بار بیرون رفتن همسرت دلت نمی‌لرزه که نکنه چشم و دلش اسیر زیبایی‌های دخترای دلربای خیابونا بشه؟

گفت شما با مهربونی حرف زدین. به این موضوع فکر نکرده بودم.
آروم سرشو پایین انداخت و شالشو روی سرش کشید و رفت...

توییت حاج‌مهدی #سلحشور
╔═ ೋღ @hadidelha ღೋ ═╗
دیدگاه ها (۰)

the missing link part²⁴جلوتر رفتم قلبم با شتابی دو برابر خون...

تکاپو پارت 103:با الیزابت میرم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍بعد از اتفاق دفت...

پارت ۲۰ 🖤پوشه رو باز کردم. چندتا عکس و گزارش داخلش بود؛ همه ...

فقط یه دوست معمولی پارت 4داشتم کتابم رو باز می‌کردم که صدای ...

part ۷

شاهکاری به نام دروغ

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

قسمت ۱۰

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط